گفت و گوی روانشناسی مدیریت و بازار با دکتر احمد رضا فتوت

متخصص روانشناسی صنعتی – سازمانی

با جسارت بگو: می خواهم ثروتمند شوم

روانشناسی پول و ثروت

 

  • در ابتدا لطفا مفهوم “پول” را تعریف کنید

پول یک وسیله فساد ناپذیر برای مبادلات و واحد شمارش است که ارزش یک کالا با آن سنجیده می شود.

افراد مختلف تعاریف متعددی از پول دارند:

کالبریت معتقد است که پول یک چیز منحصر به فردی است و داشتن آن مانند عشق جزء بزرگترین لذت های بشر به شمار می آید و وقتی از دست می رود، به بزرگترین دغدغه و نگرانی او تبدیل می شود. امرسون نیز اعتقاد دارد که ارزش یک دلار را جامعه تعریف می کند، همان طور که آن را بوجود می آورد. هنری فورد سازنده اولین خودرو، در تعریف پول می گوید: پول مانند دست و پا برای انسان است، یا از آن استفاده کن یا آن را از دست بده. سیدنی اسمیت نیز عقیده دارد که فقر باعث سرافکندگی نیست بلکه باعث زحمت بسیار انسان است.

  • اگر امکان دارد مفهوم روانشناسی ثروت یا پول را توضیح دهید

روانشناسی ثروت یا روانشناسی پول یکی از شاخه های روانشناسی است. اکنون اگر به سایت انجمن روانشناسی آمریکا سری بزنید، بیش از ۵۰ گرایش روانشناسی وجود دارد. در حوزه روانشناسی ثروت، روانشناسی اقتصاد وجود دارد که روانشناسان در کنار اقتصاد دانان به آن توجه نشان می دهند. برای مثال وقتی قرار بود بنزین گران بشود، شایع شده بود که قیمت ماشین کاهش پیدا می کند. در آن زمان من با صراحت گفتم: مطمئن باشید قیمت ماشین افزایش می یابد. تحلیل روانشناسی ما این بود که تئوری اقتصاد نمی تواند جوابگوی این مسئله باشد، بلکه در حال حاضر موضوع رفتار بازار مطرح است. افرادی که به کار سرمایه گذاری یا تجارت مشغولند و یا در بورس فعالیت می کنند باید در کنار تحلیل اقتصادی، توجه ویژه ای به تحلیل رفتار مردم و رفتار بازار داشته باشند، گاهی تئوری های اقتصادی با رفتار مردم خیلی متفاوت است، ولی متأسفانه ما کمتر به تحلیل های رفتاری مردم توجه می کنیم.

  • به طور معمول راههای دستیابی به پول چگونه است؟

به طور کلی ۴ راه برای دستیابی به پول وجود دارد، البته راههای مبرا از فساد و آلودگی:

  • به طور غیر مستقیم از طریق کسب مدارج تحصیلی مؤثر واقع می شود. بعضی از افراد بوسیله علم و تحصیلات عالیه خود توانسته اند ثروت بسیاری را جذب کنند.
  • راه دیگر کسب مهارت در یک حرفه یا مدیریت است. به عنوان مثال آقای پایداری که شرکت میهن متعلق به اوست، ممکن است تحصیلات خیلی بالایی نداشته باشد ولی مدیریتی سازمان یافته و قوی دارد و از این طریق به کسب ثروت فراوان می پردازد.
  • راه دیگر شرکت در بخت آزمایی است که البته در ایران به جز در قرعه کشی بانک ها به شکل دیگری وجود ندارد.
  • روی آوردن به بعضی ورزشها، بازیگری، اختراع و برخی حرفه های خاص. بسیاری از ثروتمندان جزء بازیگران، ورزشکاران و مخترعین هستند.

 

  • پول چه تأثیرات آسیب شناختی روی شخصیت انسان دارد؟

از لحاظ روانشناختی، آسیب شناسی پول عبارتنداز: امنیت، قدرت، عشق و آزادی.

ما در حوزه امنیت چند تیپ داریم: افراد صرفه جوی وسواسی، افراد خویش انگار، افراد ارزان خر وسواسی و افراد کلکسیونر شیدایی.

افراد صرفه جوی وسواسی معمولا عرصه زندگی را برای خود تنگ می کنند. حتی ممکن است نور و غذای کافی را از خود دریغ نمایند، زیرا فکر می کنند مبلغی را که اندوخته کرده اند، کافی نیست.

افراد خویش انگار ماهیت ایثارگری دارند و برای تأکید بر روحیه ایثارگری خویش برای دیگران، پول بسیار خرج می کنند. دیدگاه روانکاوی رفتارهایی از این نوع را پوششی برای حسادت، خصومت و تنفر آنها از ثروتمندان می دانند. ارزان خران وسواسی افرادی هستند که پول را مشتاقانه پس انداز می نمایند تا در زمان مناسب آن را با خوشحالی خرج کنند، در نظر این افراد قیمت کالا از کیفیت کالا مهمتر است، چون بعد از یک مدت می بایستی کالای خریداری شده را عوض کنند.

کلکسیونرهای شیدایی افرادی هستند که به جمع آوری اشیاء، اعم از با ارزش یا بی ارزش می پردازند و از بذل و بخشش آن خودداری می کنند.

در طیف قدرت ۳ تیپ شخصیتی وجود دارند: بهره کش، امپراطور، پدر تعمیدی.

بهره کش: این افراد با استفاده از پول، از طمع و خود بینی دیگران سوء استفاده می کنند. با پول، افراد دیگر را تحت نفوذ خود قرار می دهند، زیرا با نفوذ در دیگران کمتر احساس ناتوانی می کنند.

امپراطور: افرادی هستند که معمولا حس استقلال و خود اتکایی دیگران را پایمال می کنند. اکثر این افراد در زمان افول خود منزوی و بیگانه می شوند.

پدر تعمیدی: این افراد از آن جهت که پول کلانی برای رشوه و کنترل دارند، سلطه جو هستند. اغلب خشم خود را پنهان و دیگران را تحقیر می کنند. دوست دارند که دیگران به آنها احترام بگذارند و اغلب خلاقیت را در دیگران نابود می سازند.

زیر مجموعه عشق نیز از ۳ دسته تشکیل شده است:

خریداران عشق، فروشندگان عشق، دزدان عشق.

خریداران عشق می کوشند تا عشق را بخرند. فروشندگان عشق با محبت، فداکاری و نوازش دیگران و همچنین با نیرنگ، خریداران عشق را مجذوب می کنند. دزدان عشق نیز در جستجوی اشیاء با ارزش نمادین هستند. این افراد تشنه هستند. خطر دوست داشتن را می پذیرند و سخاوتمند بودن را گرامی می دارند ولی رفتارشان بسیار سطحی است.

طیف آخر آزادی است که به دو دسته خریداران آزادی و آزادی خواهان تفسیم می شوند.

خریداران آزادی: آنها معتقدند که پول باعث رهایی از دستورها و پیشنهادهای محدود کننده می شود. آنها مسئولیت پذیر نیستند و ممکن است افراد را آزرده و سرخورده کنند.

آزادی خواهان: معمولا اندیشه استفاده از پول را به منظور به بندگی کشیدن دیگران، طرد می کنند.

  • آیا در حوزه روانشناسی، تحقیقاتی برای کشف ویژگی های افراد ثروتمند انجام شده است؟

بله، در بررسی هایی که روی افراد ثروتمند و موفق همچون بیل گیتس انجام گرفته، این مسئله ثابت شده که افراد ثروتمند ویژگی های خاصی دارند. آنها مدام در پی کار هستند. مصرانه برای رسیدن به خواسته هایشان تلاش می کنند. آنها افرادی مشتاق، با حرارت، شجاع، مقتدر، مطمئن، با نشاط، دوستدار تفریح، مثبت اندیش، و در عین حال آرام و دقیق هستند. افراد موفق و ثروتمند با جسارت و بدون توجه به ناکامی های گذشته، تصمیم می گیرند و سپس به تصمیم اتخاذ شده پایبند هستند.

  • افراد از راه های مختلف کسب درآمد می کنند، ولی همه آنها لزوما ثروتمند نمی شوند. دلیل این تفاوت چیست؟

کسب درآمد به ۴ صورت امکان پذیر است.

  • کارمندان که با کار کردن برای سازمان یا فردی دیگر درآمد به دست می آورند.
  • خویش فرمایان که برای خود درآمد می آفرینند مثل صاحبان فروشگاه ها…
  • صاحبان بنگاه های اقتصادی که از کسب و کار خود درآمد دارند.
  • سرمایه گذاران که در پی به دست آوردن نقدینگی هستند و از محل سرمایه گذاری خود درآمد کسب می کنند.

افرادی موفق و ثروتمند می شوند که بیش از یک راه بلکه حتی از چندین راه کسب درآمد می کنند. بنابراین اینکه کارمند، کارفرما یا خویش فرما باشیم مهم نیست، آنچه مهم است شیوه پول آفرینی ماست.

  • تردیدی نیست که سرمایه گذاری به افزایش ثروت کمک می کند ولی آیا تفاوتی در سطوح سرمایه گذاری و کسب ثروت وجود دارد؟

به طور کلی ۷ سطح سرمایه گذاری وجود دارد:

سطح صفر: این افراد هیچ سرمایه ای ندارند و بیشتر از درآمدشان خرج می کنند، لذا باید مدیریت بیشتری بر درآمدهای خود داشته باشند.

سطح وام گیرندگان: از طریق دریافت وام و یا گرفتن قرض از این و آن زندگی خود را می گذرانند.

سطح پس انداز کنندگان: این ها به پس انداز اندکی از پول خود به روش های معمول می پردازند و بیشتر به روشهای کم خطر کسب ثروت علاقه دارند.

سطح سرمایه گذاری هوشمند: این افراد که از لزوم سرمایه گذاری آگاهند، افرادی هوشمند خوانده می شوند و معمولا اوراق بهادار و سهام می خرند.

سطح سرمایه گذاری دراز مدت: این افراد سریع به سرمایه گذاری می پردازند و به فکر دوران بازنشستگی خود هستند.

سطح سرمایه گذاری پیچیده: این افراد هوشمندی بالایی دارند، تازه وارد کسب و کار نشده اند، به همین سبب به سرمایه گذاری های کلی و ریسک پذیر علاقه دارند و معمولا بیش از ۲۰ درصد از سرمایه خود را در سرمایه گذاری نمی گذارند.

سطح سرمایه داران: هدف یک چنین افرادی می تواند این باشد که در این سطح قرار بگیرند. این افراد از پول، وقت و هوشمندی دیگران استفاده می کنند و به هم افزایی می پردازند. سرمایه گذاران در شرایط نا مناسب و بد، بسیار پول کسب می کنند و در حقیقت با پول، پول می آفرینند.

مدیران بایستی برآورد کنند که در حال حاضر در چه سطحی هستند و در پی ارتقای سطح خود باشند. بهترین سطح سرمایه داران سطح ۵ و ۶ است ولی الزاما باید افراد دانش سطح ۴ را یاد بگیرند.

  • بعضی از موانع ذهنی افراد مانند ترس از شکست، موجب بازداری آنها در کسب موفقیت و ثروت می شود. آیا توصیه هایی برای این افراد دارید؟

متأسفانه موانع ذهنی می تواند سدی برای ثروتمند شدن و کسب موفقیت افراد باشد. بعضی پول را شیء بدی می پندارند، آنها باید الگوی ذهنی خود را تغییر دهند و تصویری مثبت از پول داشته باشند. مانع دیگری که وجود دارد تردید و دودلی این افراد است. آنها برای رسیدن به موفقیت می بایستی با جرأت بیشتری دست به اقدام بزنند. مثلا کسی که چوب اسکی فلزی را ابداع کرد ۴۳ بار شکست خورد و یا مثلا ادیسون پس از ۴۸۹۴ بار آزمایش و تلاش توانست گرامافون را اختراع کند. لذا افراد نباید از شکست هراسی داشته باشند بلکه باید با جسارت و پشتکار برای رسیدن به اهدافشان گام بردارند.

  • اغلب مدیران موفق راغب هستند که فرزندانشان راه آنها را در پیش بگیرند. آیا راهکار روانشناختی برای دستیابی به این هدف وجود دارد؟

برای تحقق این هدف باید مهارت های اقتصادی یا به اصطلاح روانشناسی “اجتماعی کردن اقتصاد” از دوران طفولیت به کودک آموزش داده شود. بهترین تکنیک، دادن پول توجیبی به کودکان است. مهارت هایی که برای آموزش کودکان مفید است مسئله خرج کردن پول در مواقع لازم، بودجه بندی، پس انداز کردن و وام گرفتن است.

مثلا اگر به کودکی پول تو جیبی برای یک ماه داده شد ولی در اواسط ماه پول تو جیبی او به اتمام رسید، نباید فورا به او پول داده شود، بلکه باید به او وام دهیم تا ماه آینده آن را پس دهد. یکی از سیستم های غیر مؤثر در امر تعلیم و تربیت کودک این است که به محض درخواست، به کودک پول داده شود. مؤثر ترین سیستم تربیتی، اجتماعی کردن اقتصاد در کودکان، پرداخت پول تو جیبی غیر مشروط ولی توأم با مسئولیت و در قبال انجام دادن کار است. کودک باید مسئولیت انجام وظایف و مقررات توافق شده را برای تأمین کل منافع خانواده بپذیرد و به انجام آن بپردازد. هیچ گاه متوقع دریافت پول بیشتری نشود و از طرفی سستی در انجام کار محوله نیز باعث کاهش پول ماهیانه او نشود. بهتر است در این آموزش به کودک یاد داده شود که بخشی از پول های دریافتی او صرف مالیات خواهد شد تا در آینده راحت تر مالیات بپردازد. جلسات خانوادگی تشکیل داده شود، حتی می توان یک بانک خانواده یا یک حساب پس انداز مشترک نیز تشکیل داد. پس با این روش می توانیم رفتارهای کودکان را کنترل کنیم و به اجتماعی کردن اقتصاد آنها بپردازیم.

  • آموزش کودکان برای کسب مهارت های اقتصادی را می توان از چه سنی آغاز کرد؟

با توجه به سطوح هوشی کودکان، آموزش می تواند از حدود ۵ یا ۶ سالگی شروع شود. مبلغ دریافتی کودکان باید منطقی باشد، یعنی به موازات بزرگ شدن کودک میزان آن افزایش یابد.

  • ممکن است بسیاری از مدیران در پی افزایش اموال خود باشند. راه هایی برای تحقق این هدف وجود دارد؟

بله هفت گام برای پیشرفت های مالی وجود دارد. ما می بایستی هدف های مالی خود را تعیین کنیم، جریان نقدینگی خود را مهار کنیم و مدیریت مالی داشته باشیم.

مدیران باید ۳ مشاور داشته باشند: یک مشاور مالی، یک مشاور حوزه منابع انسانی و یک مشاور حقوقی. مشاور حوزه منابع انسانی کمک می کند تا از نیروهای تحت اختیار بهترین استفاده انجام بگیرد تا در راستای آن انگیزه و بهره وری بالا برود. مشاور مالی کمک های بسیاری برای سرمایه گذاری می کند. در حقیقت مدیریت مالی امکان می دهد تا راهکارهای جدید برای افزایش کسب ثروت ایجاد شود و مشاور حقوقی نیز مدیر را در حوزه مسائل حقوقی راهنمایی می کند. آخرین گام برای پیشرفت مالی ایمان داشتن و خودباوری است، داشتن باور به این که حتما موفق خواهم شد. از توجیهاتی مانند جوان یا پیر بودن بپرهیزیم، به عنوان مثال بیل گیتس در جوانی یکی از ثروتمندترین افراد بود. برای ثروتمند شدن، جوان بودن یک سرمایه است همچنان که تجربه افراد پیر نیز نوعی سرمایه است. ترس از شکست کاملا اکتسابی است پس باید “القاهای منفی را از خود دور کنیم”.

  • آقای دکتر اگر امکان دارد چند روش کاربردی برای پولدار شدن از راه درست ارائه دهید.

برای پاسخ به این سئوال ابتدا باید رموز پولدار شدن را توضیح دهم. پولدار شدن رموز و روش های خاص خود را دارد.

رمز اول: رؤیاهای بزرگ در سر بپرورانید.

رمز دوم: رؤیاهای خود را به صورت اهدافی روشن و مشخص به روی کاغذ بیاورید. در لیست نوشته شده ایده های جدید ذکر کنید و حتما اولویت بندی برای ایجاد برنامه داشته باشید.

رمز سوم: خودتان را دارای شغل آزاد بدانید، زیرا با این نگرش نوآوری و خلاقیت در شما پرورش می یابد. در حقیقت خودتان را رئیس و مدیر زندگیتان بدانید.

رمز چهارم: کار مورد علاقه خودتان را انجام دهید. بارها از من سئوال شده است که شما این همه مراسم، سمینار و سخنرانی می روید، حدودا چقدر کار می کنید؟ همیشه در جواب می گویم: من کار نمی کنم بلکه بازی می کنم و لذت می برم. وقتی افراد کار مورد علاقه خود را انجام می دهند، حس می کنند که مشغول بازی هستند و کمال لذت را از کار خود می برند. اغلب میلیونرهای خود ساخته حتی هرگز یک روز هم در زندگی کار نکرده اند.

رمز پنجم: در کار خود همیشه بهترین باشید، صرف نظر از این که در چه حوزه ای کار می کنید.

رمز ششم: بدون توجه به دیگران سختکوش باشید، میلیونرهای خودساخته با دقت کار می کنند. مدیران موفق نیز اغلب زودتر از همه به محل کار می روند و دیرتر از همه به خا نه برمی گردند. در حقیقت وقت کمی را تلف می کنند و بیشترین بازدهی را دارند.

بنابراین مورد توجه قرار دادن رموز ذکر شده به پولدار شدن افراد کمک بسزایی می نماید.

در رمز دوم، تأکید شما بر نوشتن اهداف به روی کاغذ بود. آیا برای انجام این امر دلیل خاصی وجود دارد؟

تأکید بر روی نوشتن از این جهت است که تحقیقات نشان می دهد که یک رابطه شگفت انگیز و حیرت آوری میان دست و مغز در هنگام نوشتن وجود دارد.

  • آیا حس ششم یا حس تجارت و بازرگانی بر موفقیت مالی افراد تأثیری دارد؟

بله این حس را باید در خود تقویت کنیم. ا گر خواهان موفقیت های متعدد و خوشایند هستیم باید به ذهن ناهوشیار خود حس و تلقین های مثبت ارائه دهیم. انسان همان چیزی است که می اندیشد. البته تلقین های مثبت در صورتی مؤثر است که خلاصه باشد. نباید بگوییم که تصمیم دارم ثروتمند شوم. مؤسس مک دونالد در جمله ای زیبا می گوید: بزرگ بیاندیشید تا بزرگ شوید.

  • بعضی افراد برای کسب پول دست به اعمال غیر متعارف می زنند و شخصیتی نابهنجار از خود بروز می دهند. آیا شما نیز این مسئله را تأیید می کنید؟

بله تیپ های روان رنجور وجود دارد که عبارتنداز: خسیس، ولخرج، فدای پول،چانه زن  یا ارزان خر و قمارباز.

افراد خسیس پول می اندوزند، ترس وحشتناکی از نابود شدن اندوخته هایشان دارند، قابل اعتماد نیستند و هیچگاه گمان نمی کنند که تنگ نظر هستند. در مقابل ولخرج ها، مصرف کننده وسواسی و غیر قابل کنترل هستند. افراد با تیپ شیفته پول کاملا جذب پول هستند و پول را بهترین راه کسب قدرت می دانند و معتقدند که هر چه بیشتر پول داشته باشند کنترل بیشتری بر زندگی دارند. افراد چانه زن یا ارزان خر، وسواس گونه در پی چانه زدن هستند و با چانه زدن و ارزان خریدن احساس بهتری می کنند و قماربازان نیز تنها به شانس اعتقاد دارند. این مطالب به هیچ وجه بدین معنا نیست که ماهیت پول و کسب ثروت بد است، بلکه بدین منظور است که سعی کنیم تا جزء این تیپ ها نباشیم. بنابراین کسب پول و ثروت از راه های مثبت و مولد یا کسب و کار و تجارت، امری نیکو و پسندیده است کما این که پیامبر اسلام نیز تا قبل از مبعوث شدن به پیامبری به کسب و کار و تجارت مشغول بودند.

  • آیا اینکه می گویند ژاپنی ها در استخدام و به کارگیری کارکنان خود از گروه خونی خاصی استفاده می کنند صحت دارد؟

بله، ژاپنی ها در استخدام و به کارگیری کارکنانشان از گروه خونی خاصی استفاده می کنند. به اعتقاد زیست شناسان منش، رفتار و خلق و خوی افراد به گروه خونی آنها بستگی دارد. هر یک از گروه های خونی A، B، AB و O عموما ویژگی هایی را به خود اختصاص می دهند. افراد با گروه A: افرادی آرام، منظم، بدون خشونت و مطیع قانون، ولی در مقابل خودخواه و مشکل پسند هستند. این افراد در مشاغلی مانند حسابداری، امور مالی، کامپیوتر و مهندسی شایستگی بهتری دارند. افراد با گروه B: عاطفی، انعطاف پذیر، مستقل، حساس و دارای پشتکار فراوان ولی در مقابل ناشکیبا و غیر قابل پیش بینی هستند و نمی توان اسراری را با آنها در میان گذاشت.آنها شایسته مشاغلی چون روزنامه نگاری، نویسندگی، هنر و کارهای فکری هستند. گروه AB: افرادی منطقی، امین، مطیع، حسابگر و روراست هستند. این افراد به راحتی کسی را نمی بخشند و بسیار محافظه کارند. مدیریت، قضاوت، نمایندگی مجلس و کارفرمایی مناسب این افراد است. افراد با گروه خونی O: افرادی سالم تر، ولخرج، آینده نگر و اندیشمند ولی در عین حال حسود، جاه طلب و پرحرف هستند. آنها قادرند که وزیر، سیاستمدار و ورزشکارخوبی شوند. بنابراین گروه خونی می تواند در تنظیم مشاغل و بهبود کارایی مؤثر باشد.

  • چرا پول در اذهان مردم به صورت یک مفهوم “تابو” باقی مانده و نمی توان به راحتی در رابطه با آن بحث کرد؟

یکی از مسائل مهم در سرتاسر جهان این است که پول و ثروت بک مفهوم تابو پیدا کرده است و این که چرا پول مفهومی تابو مانده است به نحوه اندیشه ما نسبت به پول بر می گردد. بسیاری از ثروتمندان از بحث در مورد ثروتمند شدن خود امتناع می کنند تا اینکه مبادا افراد فقیر فنون آن را بیاموزند یا دوست و آشنا از آنها کمک بخواهند و یا حسادت دیگران نسبت به آنها برانگیخته شود. البته تمام اینها فرضیاتی است که موجب کم مطرح کردن موضوع پول و ثروت می شود. بعضی از ثروتمندان خود ساخته نیز از بیم آنکه مردم فکر کنند آنها از روش های غیر شرافتمندانه برای ثروتمند شدن استفاده کرده اند، از بازگو کردن تلاش های خود خودداری می کنند. بنابراین نگرش های افراد نسبت به پول هویت آنها را مشخص می کند. تحقیقات روانشناسی نشان داده است، افرادی که برای پول ارزش قائلند به ثروت دست می یابند. پس بهتر است با پول مثل یک شیء ارزشمند یا یک گیاه زنده برخورد کرده و این واقعیت را بپذیریم که پول و ثروت فی نفسه چیز بدی نیست، مهم نحوه به دست آوردن آن است.

  • به عنوان آخرین سئوال، به نظر شما آیا واقعا پول خوشبختی می آورد یا خیر؟

پول می تواند در میزان خوشحالی و جنبه های مختلف خوشبختی ما تأثیر داشته باشد. البته در کنار پول باید چیزهای دیگری نیز وجود داشته باشد. بنابراین شکی نیست که پول خوشبختی می آورد مشروط به اینکه ما بتوانیم اوقات فراغت خوب، روابط عمومی مناسب، سلامت روان، شغل و همسر دلخواه و چیزهای خوب دیگری هم داشته باشیم.

در انتهای متن مایلم مطالبم را با شعری زیبا از مجتبی کاشانی به اتمام برسانم:

عشق را وارد کلام کنیم                     تا به هر عابری سلام کنیم

و به هر چهره ای تبسم داشت              ما به آن چهره احترام کنیم

هر کجا اهل مهر پیدا شد                   ما در اطرافش ازدحام کنیم

این عجایب مدام در کارند                 تا که شادی مدام کنیم

علفی هرزه نیست در عالم                ما ندانیم و هرزه نام کنیم

زندگی در سلام و پاسخ اوست           عمر را صرف این پیام کنیم

ساکنان این مجال اندک را                نکند صرف انتقام کنیم

در عمل باید عشق ورزیدن              گفتگو را بیا تمام کنیم

عابری شاید عاشقی باشد                پس به هر عابری سلام کنیم

  • بنابراین شکی نیست که پول خوشبختی می آورد مشروط به اینکه ما بتوانیم اوقات فراغت خوب، روابط عمومی مناسب، سلامت روان، شغل و همسر دلخواه و چیزهای خوب دیگری هم داشته باشیم.
  • میلیونرهای خودساخته با دقت کار می کنند. مدیران موفق نیز اغلب زودتر از همه به محل کار می روند و دیرتر از همه به خا نه برمی گردند. در حقیقت وقت کمی را تلف می کنند و بیشترین بازدهی را دارند.
  • افراد ثروتمند ویژگی های خاصی دارند. آنها مدام در پی کار هستند، مصرانه برای رسیدن به خواسته هایشان تلاش می کنند. آنها افرادی مشتاق، با حرارت، شجاع، مقتدر، مطمئن، با نشاط، دوستدار تفریح، مثبت اندیش، و در عین حال آرام و دقیق هستند.
اگر این مقاله برای شما مفید بود با دوستان خود به اشتراک بگذارید